قسم به برگ و به گلبرگ،خانه خانهي ماست
سرود سرخ وطن، وزن هر ترانهي ماست
اگر كه سبز نشد باغ و لاله پرپر شد
نشان ز سردي اين فصل و اين زمانهي ماست
دلم نشسته به آتش، نديده جز غم دوست
فغان كه در قفس اين چنگ و اين چغانهي ماست
به كوچه باغ شقايق، پرنده در خون است
بجاي، جاي وطن خون عاشقانهي ماست
در اين غروب غمانگيز فصل پاييزي
به روي شاخهي بي برگ آشيانهي ماست
من از تمام زمستان دلم ز كينه پر است
بهار من تو بيا غم به روي شانهي ماست