دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۹

دست آويزهاي کهنه
پس از انتشار بيانيه شوراي سياست گذاري نشريات اصولگراي استان، يکي از دوستان مطالبي بيان کرد که براي من جالب بود.‏
در اين بيانيه با انتقاد از سه نشريه که ديدار اين دوستان را با آقاي استاندار به نقد کشيده بودند، نوشته شده بود: "افرادي که با به سخره گرفتن اعتقادات و باورهاي جامعه در تلاش هستند به هر نحوي اصل اصيل ولايت مطلقه فقيه را خدشه دار کنند و در اين جهت از هر فردي، حتي نمايندگان متحصن مجلس ششم، حداکثر استفاده ابزاري را مي کنند، در کنار افرادي که تا ديروز جريان باد، عباي شکلاتي رابرايشان رقم مي زدوامروز خود راکاربلد وارزشگرا در عرصه مطبوعات مي دانند به همراه کساني که به واسطه رانت، ارتباطات و امتيازات کسب شده در گذشته چنان خود را مستحکم مي دانند که به راحتي بالاترين مقام اجرايي کشور را به سخره مي گيرند و ابايي هم از آن ندارند؛ چرا که مي دانند تاوان چنين اقدامي براي آنها حداکثر ۵۰ هزار تومان وجه رايج مملکت است..."‏
آن چنان که با نويسندگان اين نامه صحبت مي کردم، قسمت اول اين نوشتار مربوط به حديث در رابطه با مقاله درس هايي از نهج البلاغه "نوشته حجت الاسلام قوامي" با عنوان سلطنت مطلقه است که در آن ويژگي هاي سلطنت مطلقه ذکر شده بوده و قسمت دوم مربوط مي شود به مقاله عباي شکلاتي که آقاي اميد مافي، سردبير آواي تات در زمان اصلاحات که احتمالاً در مينودر نوشته بودند و قسمت سوم هم مربوط به هفته نامه ولايت است که اين طيف از اصولگرايان اعتقاد دارند، آقاي عبد العظيم موسوي در زماني که فرماندار قزوين بوده، با استفاده از رانت، مجوز هفته نامه ولايت را گرفته است.‏
برفرض، صحت همه آن مطالبي که عنوان شد، بايد از محافظه کاران پرسيد، بجز اين چند مورد، ديگر چه چيزي داريد عليه اين سه نشريه عنوان کنيد؟ اگر داريد، چرا هر وقت که مطلب مي نويسيد، فقط همين تهمت هاي پيش پا افتاده را دست آويز قرار مي دهيد.‏
اما نقد هر سه موضوع: ۱- اصولگرايان رسانه اي در بيانيه خود مدعی شده اند، ما؛ يعني حديث، از نمايندگان متحصن مجلس ششم، حداکثر استفاده ابزاري را مي کنيم. در پاسخ بايد گفت معمولاً استفاده ابزاري از اموري صورت مي گيرد که مثبتي يا مقدسي آن مورد قبول باشد. مثلاً بدانيم، استفاده از يک عکس مي تواند به تيراژ نشريه کمک کند و آن عکس که مسايل اخلاقي را رعايت نکرده، در نشريه اي چاپ شود. يا مثلا برخي از اصولگرايان معتقد هستند که اصلاح طلبان از عکس و اسم حضرت امام (ره) استفاده ابزاري مي کنند.حال سوال اين است، آيا آنها آقاي قوامي را امر مثبت يا مقدسي مي دانند که ما از ايشان استفاده ابزاري کرده باشيم؟ اصولگرايان، به ويژه همين اعضاي شوراي سياست گذاري نشريات اصولگراي استان، بارها در نشريات خود عليه آقاي قوامي مطلب نوشته اند و همين بيانيه دوم هم نشان مي دهد که نسبت به ايشان نظر مثبت يا مقدسي ندارند. پس چگونه است از امر منفي و يا نامقدس استفاده ابزاري مي شود؟ آيا اينگونه مي توان تعبير کرد که آقاي قوامي، واقعاً در ذهن همين مخالفان نيز، انساني وارسته و پاک است، پس در آن صورت چرا برما خرده مي گيرند؟
‏۲- آقاي اميد مافي، با تمام انتقاداتي که بروي داريم، هرکاري که کرده باشد، الان تندترين و ثابت ترين نشريه اصولگراي استان راهدايت مي کند که هم به اصولگرايي فعلي خود وهم به تغيير موضع گذشته خود افتخار مي کند و هم بخاطر اصولگرايان بدون هيچ اغماض يا عقلانيتي، عليه شخصيت هاي اصلاح طلب مطلب مي نويسد. چگونه است اولا ايشان را به جمع خود راه نمي دهند و تنها بر او خرده مي گيرند که زماني در نشريه اي که سردبير و مدير مسوول آن خط فکري جدايي داشته، مقاله اي با عنوان عباي شکلاتي به طرفداري از محمد خاتمي، رييس جمهور وقت نوشته است. چرا هميشه و فقط همين مورد را عليه وي مي نويسند، مگر دست مايه ديگري ندارند؟ راستي مگر يک نفر نمي تواند تغيير موضع بدهد؟ اگر نمي تواند يک فرد تغيير موضع دهد، چرا هفته نامه ها و نشريه هاي رنگين در مي آوريد، مجالس مي گيريد، وعاظ مي آوريد، صبح و شام مي گوييد و مي نويسيد تا ديگران را همفکر خود نماييد؟ اميد مافي، مگر چه خيانتي کرده است که قابل بخشش نيست؟ آيا مي خواهيد با اين پيام ،مردم به متزلزل و بي ثبات بودن وي برسند؟ اين چه ربطي به نقد يک بيانيه دارد؟ ‏


چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۹

يك ديدار،۹ ابهام
احمد عجم، استاندار قزوين، در ديدار با اعضاي سياستگذاري رسانه هاي اصولگراي استان، سخناني بيان کرده اند که مي طلبد، برخي از آنها کالبد شکافي شده و در صورت امکان به پاسخ برسد:‏
‏۱- اين خبر از طريق خبرگزاري فارس گزارش شده و به نظر مي رسد که خبرنگار فارس در اين نشست حضور داشته است. اينکه خبرگزاري فارس در اين نشست حاضر بوده وساير خبرگزاري ها نبوده اند،خود به ابهامات موجود مي افزايد.آيا سرپرست خبر گزاري فارس در قزوين هم جزو شوراي رسانه هاي اصولگراي استان است؟ علت اينکه ساير خبرگزاري ها و همچنين ساير رسانه ها علي رغم حضور خبرگزاري فارس به جلسه دعوت نشده اند، چه بوده است؟ اين خبر از طريق روابط عمومي استانداري به خبرگزاري فارس نرسيده؛ چرا که اگر چنين بود، خبرگزاري فارس در خبر خود معمولاً به آن اشاره مي کرد.‏
‏۲- آقاي استاندار در اين جلسه فرموده اند: "از تشکيل چنين جمعي بسيار خوشحال هستم و جاي چنين جمعي در استان خالي بود"، سوال اين است، چرا جاي چنين جمعي در استان خالي بود، مگر چه تشکل هاي فعال ديگري در استان وجود دارد که حالا جاي اين محفل خالي باشد؟‏
‏۳- آقاي استاندار فرموده اند: "قزوين استاني است که معادلاتش را از زاويه مسايل سياسي و حزبي مي بيند و کمبودي که در اين بين وجود دارد، راه اندازي يک روزنامه است... و با وزير فرهنگ و ارشاد نيز در اين خصوص صحبت کرده ايم و ايشان قول دادند در اين بحث کمک کنند".‏
سوال: اگر قزوين استاني است که معادلاتش را از زاويه مسايل سياسي و حزبي مي بيند، آيا فقط کمبود يک روزنامه سياسي و حزبي براي يک نحله فکري احساس مي شود؟ آقاي استاندار به عنوان يک مقام ارشد دولتي که ادعا مي کند، بر آيند هيچ حزبي نيست و وامداراحزاب نمي باشد، چرا بايد با وزير فرهنگ و ارشاد در مورد ارگان يک تشکل سياسي شخصاً صحبت بکند و براي صدور مجوزنشريه آن از وزير قول کمک بگيرد؟ آقاي استاندار براي رفع مشکلات هفته نامه هاي استان تا کنون چند بار با وزير ارشاد صحبت کرده اند که براي راه اندازي يک روزنامه حزبي بايد با وزير ارشاد سخن بگويند؟ آيا اين استفاده از جايگاه براي کمک به يک نحله فکري نيست؟‏ آقای استاندار، چرا از مدیر کل محترم ارشاد نخواستند، این موضوع را پیگیری کنند تا هم کار ازر مجرای قانونی صورت گیرد، هم شائبه سوء استفاده از قدرت پیش نیاید؟
‏۴- آقاي استانداردر توجيه اقدام خود فرموده اند:"اين جمع فکري نياز به يک ارگاني دارد واصولگريان ارگاني ندارند و لازم است اين امر دنبال شود".‏

سوال: اين جمع، يک جمع فکري است يا يک جمع حزبي؟ اگر فکري است، چرا اصولگرايان ارگاني ندارند؟ اگر اصولگرايان ارگاني ندارند،پس همان افرادي که به عنوان شوراي رسانه هاي اصولگراي استان به حضور آقاي استاندار رفته اند،نماينده کدام رسانه ها هستند؟ و ديگر اينکه چرا آقاي استاندار فکر مي کند، اصولگرايان استان ارگاني ندارند،مگر هفته نامه هاي اخلاص، رايحه ، آوا، تاک، سلوک،و ماهنامه مينوي خرد و ويژه نامه هاي هفتگي روزنامه هاي ايران، کيهان، جام جم و دهها ويژه نامه ديگر ارگان هاي مطبوعاتي اصولگرايان استان نيستند؟ مگر خبرگزاريهاي فارس و ايرنا در اختيار آنها نيست؟ تازه چند هفته نامه منتقد هم مگر چکار مي کنند؟توليدات همين خبرگزاريهاي در خدمت اصولگرايان را بر روي صفحات خود مي گذارند، آيا به واقع آقاي استاندار اعتقاد دارند که اصولگرايان استان ارگاني ندارند؟

 
چهارشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۹

بنفشه‌ صفت‌
در اين‌ زمانه‌ كه‌ عمرعزيز بي‌ ثمر است‌
حوالة‌ همة‌ عالم‌ به‌ عالم‌ دگر است‌
هر آنكه‌ دست‌ طمع‌ از رخ‌ دو عالم‌ شست‌
برو به‌ مجلس‌ او چونكه‌ صاحب‌ خبر است‌
اگر كه‌ چشم‌ نظر بسته‌ام‌ ز غنچه‌ و گل‌
خيال‌ روي‌ تو در پيش‌ منظر نظر است‌
تمام‌ مرثيه‌ها را كه‌ واعظان‌ گفتند
به‌ گوش‌ عقل‌ شنيدم، به‌ گوش‌ جان‌ به‌ در است‌
اميد وصل‌ تو را داشت‌ چشم‌ خونبارم‌
زفرقت‌ رخ‌ تو چشم‌ عاشقانه‌تر است‌
نه‌ من‌ بنفشه‌ صفت‌ جامة‌ گنه‌ دارم‌
هر آنكه‌ چشم‌ تو را ديد او زمن‌ بتر است‌
فقط‌ به‌ سينة‌ من‌ داغ‌ عاشقي‌ حك‌ نيست‌
كه‌ جاي‌ جاي‌ تنم‌ زخمهاي‌ پرشرر است.
 

حدادعادل درگفت‌وگوباايسنا: انتخابات دو قطبي بهتر از انتخابات تك قطبي است

رسولي،معاون وزير كشور اصلاحات: امروز كانديداي قطعي جريان اصلاحات خاتمي است

علی کانطوری آزاد شد!

وقوع زمین لرزه در زنجان قزوین را هم لرزاند

دكتر شيركوند ، معاون وزير اقتصاد دولت خاتمي، در نشست اصلاح طلبان قزوين: درست است كه زمين زراعي اقتصاد ما، كم آب بود؛ اما نه اينكه سيل ببنديم

محمدعليخاني در جمع اصلاح طلبان استان: مجلس به ابزار حمايت كننده دولت تبديل شده است

سید ناصر قوامي: ايستادگي، تنها راه تحقق مطالبات جنبش اصلاحات است

جمع اعتراض آميز تشکل دانشجويان اصلاح‌طلب دانشگاه بين المللي امام خميني

استاندار قزوين، همسر خود را به عنوان مشاور استاندار و مديركل دفتر امور خانواده و بانوان برگزيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 


Copyright © ۲۰۱۰ Amoorahim.com All rights reserved
E-mail : info@amoorahim.com - Design by Alireza Khodabakhsh