ماه مبارک رمضان به اتمام رسيد. آنهايي که بايد توشه آخرت مي انباشتند، انباشتند و آنهايي که دل به دنياي اين جهاني بسته بودند، فرصت استفاده از يک آزمون خودسازي را از دست دادند؛ اما سخن در فضايل اين ماه نيست که اگر قرار باشد، گفته آيد، مثنوي هفتاد من کاغذ مي شود. سخن در مورد کساني است که در اين ماه، به ياد سفره پيامبر،علي(ع) و بزرگان دين، سفره افطاري براي نيازمندان گشودند؛ اما اغنيا وبي نيازان را به سرسفره هاي رنگين خود دعوت کردند و پرخوري هايي شد براي شکم گنده هايي که يک روز در سفره هاي خود بدون گوشت، غذا نمي توانند بخورند؛ اما اين ها نيز براي آخرت نبود، به اسم آخرت براي دنيا بود، آن هم از نوع چشم هم چشمي و پذيرايي شاهانه در سالن هاي مجلل با سفره هايي مرکب از مرغ بريان و پلو و حليم و نان و پنير و گردوو خرما و سبزي و زولبيا و باميه و ميوه هاي کيلويي دو، سه هزار توماني؛ آن هم به اسم خدا، با روضه يتيمان زهرا(س) و ظلم معاويه و قساوت و بي رحمي يزيد و رياي ابوسفيان و لعن عمر و مدح حاکمان و دعاي فرج مريضان و آمرزش ا رواح صاحب سفره و خورندگان و برندگان. اگر اين شيوه، فقط تا ديروز، رسم ثروتمندان و صاحبان زر و زور بود، اکنون رسم ادارات ، شرکت ها ، انجمن ها و ارگانها هم شده تا آقايان صاحب ميز و صاحب اختيار، از جيب مبارک بيت المال، براي حفظ قدرت، يا عرض ارادت يا چشم درآوردن رقبا، سالن هاي مجلل را به قيمت هاي گزاف اجاره کنند و با سفارش اين چيز و آن چيز، تدارک سفره هاي رنگي دهند تا برسند به آخرت؛ آخرتي که معلوم نيست چه کسي به آنها گفته، از اين راه به دست مي آيد.
«صدور ۲۸۰ هزار و ۳۶۵ برگ جریمه به ارزش ۱۴ میلیارد و ۳۶۰ میلیون ریال، کشف یک هزار و ۴۵۶ کیلوگرم مواد مخدر، کشف ۱۹ هزار و ۵۸۸ سی دی مبتذل و غیر مجاز، کشف ۵۶۶ هزار و ۹۴۰ لیتر فرآورده های نفتی ، کشف ۶۸۳ هزار قلم انواع کالای ممنوعه، کشف ۳۸۸ قلم اقلام میراث فرهنگی، کشف ۶۴۳ هزار و ۹۳۷ قلم داروی قاچاق، کشف ۱۸ هزار و ۲۷۸ کیلو آرد قاچاق، کشف دو هزار و ۷۱۰ کیلو چای قاچاق، کشف ۱۰۰ هزار و ۸۱۷ طاقه پارچه، کشف ۳۵ هزار و ۸۴۵ بطری مشروبات الکلی، کشف ۳۵۳ هزار و ۹۴۰ مورد انواع کالای قاچاق گمرکی، کشف ۳۳۸ هزار انواع کالای قاچاق دخانی، دستگیری ۱۸ باند و ۵۱۷ نفر توزیع کننده و ۹۳ نفر قاچاقچی و دو هزار و ۲۸۵ نفر نگهدارنده مواد مخدر با یک هزار و ۲۴۲ فقره تصادف جرحی با یک هزار و ۴۹۷ نفر مجروح و ۲۲۱ نفر فوتی، توقف ۱۳ هزار و ۵۶۳ موتور سیکلت، کشف ۷۹ قبضه سلاح غیرمجاز، پلمپ ۳۳۹ واحد متخلف، کشف ۵۹ نوار ویدئویی و ۱۶۵ عکس غیر مجازو مبتذل، دستگیری ۳۸ نفر اراذل و اوباش، دستگیری ۳۶ نفر فعال شرکت هرمی، دستگیری ۱۱ مورد جاعل و کلاهبردار، دستگیری ۴۰ مورد مخل نظم عمومی، دستگیری ۹۷۲ مشمول غایب، کشف ۵۷۵ برگ اسکناس جعلی، تردد غیرمجاز ۲۵۱۴ تبعه بیگان». آمار فوق مربوط به کشور افغانستان یا عراق نیست، حتی مربوط به کل کشورایران هم نیست. مربوط به استان کوچکی بنام قزوین است که فرماندهان نیروی انتظامی استان به عنوان عملکرد شش ماهه نخست سال ۸۸ خود اعلام کرده اند. اگرکشف این ها، افتخارات، وجود این ها برای هیچ جامعه ای افتخار نیست. مرگ است، بدبختی است. آیا از چنین جامعه ای می توان امید داشت؟ آیا این همه جرم و جنایت، خیانت و کلاهبرداری و ناهنجاریهای اجتماعی از آن جامعه کوچکی چون قزوین است؟ تازه این ها، تمام واقعیت ها نیست. همیشه کشفیات، یک دهم واقعیت های موجود است. پرونده های دادگاهها را هم به آنها اضافه کنید، عملکرد دادگستری و ارگانهای بازدارنده دیگر چون سازمان حسابرسی، شوراهای حل اختلاف، تعزیرات و ... را نیز بر آنها بیفزایید. واقعیت بسی هولناک است. در چنین جامعه ای با این همه جرم و جنایت، دزدی و خیانت، کلاهبرداری و شقاوت، اگر فرزند من و تو درست پرورش نکند، بر آنها جرمی نیست.